"مارمولک"
AFEL::با چنان عشقي زندگي كن كه حتي بنا به تصادف اگر به جهنم افتادي خود شيطان تو را به بهشت باز گردان
چشمان من،به ديده اوخيره مانده بود جوشيديادعشق كهن درنگاه ما آه،ازآن صفای خدايی زبان دل اشكی ازآن نگاه نخستين،گواه ما ناگاه،عشق مرده سرازسينه بركشيد آويخت همچوطفل يتيمی به دامنم آنگاه سربه دامن آن سنگدل گذاشت آهی كشيدازحسرت كه اين منم باز،آن لهيب شوق وهمان شوروالتهاب بازآن سرودمهرومحبت ولی چه سود ماهركدام رفته به دنبال سرنوشت من ديگرآن نبودم واوديگرآن نبود! خداوند آتش را آفريد تا ارزش آب را بدانيم وخلا زاييده شد تا ارزش هوا را بدانيم و بعد مرگ آمد تا ارزش زندگي را بشناسيم منم عاشق مرا غم سازگار است تویی معشوق تو را با غم چکار است



| قالب ساز وبلاگ پيچك دات نت |



