"مارمولک"
AFEL::با چنان عشقي زندگي كن كه حتي بنا به تصادف اگر به جهنم افتادي خود شيطان تو را به بهشت باز گردان
زندگي گفت که آخر چه بود حاصل من وقتی بارونی چشمام تو کجایی؟
عشق فرمود تا چه گويد دل من
عقل ناليد کجا حل شود مشکل من
مرگ خنديد در خانه ي ويرانه ي من..
تک و تنها مونده دستام تو کجایی؟
وقتی پر میزنه این دل زارم
ساکت و خاموش لبهام تو کجایی؟
وقتی بی تو نازنین بی همنشین
و گوشه گیری تک و تنهام تو کجایی؟
وقتی بغض تو گلوم و گونه هام خیس
یه نوازشگرو میخوام تو کجایی؟
چشمای تو یه فانوس همیشه روشن
وقتی سوت و کوره شبهام تو کجایی؟
وقتی من با هر نفس لحظه به لحظه
تورو عاشقونه میخوام تو کجایی؟ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم مرداد 1386ساعت
0:9 توسط حسین| |

| قالب ساز وبلاگ پيچك دات نت |



