تبليغاتX
"مارمولک"


"مارمولک"

AFEL::با چنان عشقي زندگي كن كه حتي بنا به تصادف اگر به جهنم افتادي خود شيطان تو را به بهشت باز گردان

وصيت نامه ي عشق

مرا در روزي باراني دفن کنيد تا آتش قلبم خاموش گردد و در

طابوتي بگذاريد از چوب تا بدانند عشق من مانند چوب خاکستر شد

دستهايم را بر روي سينه ام قرار بدهيد تا بدانند هميشه دوست

داشتم کسي را در آغوش بگيرم چشمهايم را باز بگذاريد تا بدانند

هميشه چشم انتظار بودم صورتم را رو به غروب آفتاب بگذاريد تا

بدانند عشق من غروب کرده و زندگي ام تمام شد . مرا در آفتاب

بگذاريد تا بدانند عشق من شعله ور شد

نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم فروردین 1386ساعت 13:23 توسط حسین| |

 

گریه های تو واسه من دیگه هیچ رنگی نداره

                                       نمی خوام با من بمونی برو از روزگارم

دیگه جایی نداری توی این قلب شکسته

                                       زندگی با تو محاله.........................

تو همونی که می گفتی زندگی با من خیلی قشنگه

                                       نمی دونستم که حرفات همش از روی نیرنگه

حالا اینو می دونم گرچه حالا خیلی دیره

                                      زندگی با تو محاله.........................

 

نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم فروردین 1386ساعت 12:52 توسط حسین|

هيچ عشقي تو چشمات نيست 
 خيلي وقته پيدات نيست
چشم من به در مونده تب دنيامو لرزونده
هر بارون پاييزي صد بار منو گريونده
 از بس نبودي مُردم هر چي غصه بود خوردم
هر شب که نبودي من ستاره ميشمردم
خيلي وقته من تنهام اينجا شاهدن اشکام
هديه واسه من نفرست من فقط تو رو مي خوام
مرده آرزوم خستم اين دروغه که هستم
فکر نکن که آسونه فکر نکن که نشکستم
مرگو با چشام ديدم راس ميگم نترسيدم
با نبودنت هر روزصد مرتبه جون ميدم
پنجره همش بازه ياد من فقط سازه
هر کس از تو مي پرسه من فقط ميگم رازه
گريه ماله خلوت نيست عشق تو يه عادت نيست
از نبودنت مي گن من ميگم سعادت نيست 
رفتنت چقدر ساده دسته گل به اب داده
انگار که نه انگار دل زير پاهات افتاده
من کجا خطا کردم من به کي نگاه کردم
من به عهد زيبامون  تا تهش وفا کردم
کي توروازم دزديد قلب تو چرا رنجيد
جاي منو تو قلبت روزگاربه کي بخشيد
خيلي وقته غمگينم تا سپيده ميشينم
تو خوب منو ميبيني من تورونمي بينم
ياسا فرش راه تو قربون نگاه تو
زندم تا ببينم بازاون صورت ماه تو
هيچ عشقي تو چشمات نيست
 خيلي وقته پيدات نيست
اما جز تو قلب من
هيچ جاي ديگه جات نيست

نوشته شده در جمعه هفدهم فروردین 1386ساعت 18:30 توسط حسین| |

کاش مي دانستي دنيا با همه وسعتش بي تو جايي براي ماندن ندارد . اشک

چشمانم هر شب سراغت را از کوير گونه هايم مي گيرند اي که ديدگانم از دل تنهايي

 تو الفباي اشک ريختن را اموخته اند و لحظه هاي گريانم با کوچ تو روان گشته اند؟

چرا از کوچه دلتنگي هايم گذر مي کني و براي چشمان مانده به راهم دستي تکان

 نمي دهي؟ بي تو قناري ها خوش اواز نيستند و اسمان چشمانم هميشه باراني

 است بي تو من درختي خشکيده در پاييزم

 

نوشته شده در شنبه یازدهم فروردین 1386ساعت 16:46 توسط حسین| |
قالب ساز وبلاگ پيچك دات نت
منبع کد اهنگ مینوس

بهترين کدهای موزیک و بهترين دانلودها در مينوس