تبليغاتX
"مارمولک"


"مارمولک"

AFEL::با چنان عشقي زندگي كن كه حتي بنا به تصادف اگر به جهنم افتادي خود شيطان تو را به بهشت باز گردان

سلام به همگی

فرا رسیدن سال جدید و به شما تبریک می گم

اصلا خودمونی می گم

عید شما مبارک 

در ضمن عید یادتون نره

سر سفره هفت سین من و دعا کنید با اینکه می دونم یا دتون می ره

 اما هر کی من و دعا کنه ان شا الله دعا هاش برا ورده شه

شاد  شاد شاد شاد شاد شاد شاد شاد باشید

اهان عیدی یادم رفت بدم

اینم عیدی من یه شما

همتونو دوست دارم

دعا یادتون نره بای

 

نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385ساعت 11:43 توسط حسین| |
سلام


بعد از مدت ها با حرف جديد امدم
مي دونيد بعضي موقع ادم ها کار هايي مي کنن
که پشيمون مي شن خوب اين کلي ناراحتي براي ادم مي اره
ولي دليل نمي شه همه اين جوري باشن
اما وقتي دو نفر با هم مشکل پيدا مي کنن
انتخاب هايي مي کنن که باعث پشيموني مي شه
کساي هستند از جدايي احساس شکست مي کنند
خوب دنبال انتقام مي رن طرف و تهديد مي کنن
خوب اوني که تهديد شده بر مي گرده تلافي مي کنه
اما وقتي از روي عصبانيت تصميم بگيري
زماني که انتقام گرفتن مي بيني اونو خيلي دوست داري
دست و پات شل مي شه دور ورت و مي بيني کسي  و نداري
گريه کردن تنه راه چاره
اين همون موقع است که ا دم از ته مي سوزه
کاري هم نمي تونه بکنه چون اگه عذر بخواد
طرف فکر مي کنه ترسيده اون وقت بدونه توجه به اون شخص
ازبين مي بردش مي گيد چه جوري مثلا
اگه تو خيابون ببينيش روت نمي شه حرف بزني
اونم با نگا ها ش بهت مي فهمونه حالش ازت بهم مي خوره
شايد نگات کنه اگه که نه  ببينيد ديگه شي مي شه
بعضي موقع  اس  ام اس  و غيره ... هم بدي جواب نمي ده
اره اون موقع ديگه قلب ادم خورد مي شه
يک چيز ديگه هم اين هستش که زنگ بزني جواب نمي ده
واي واي واي خدا براي کسي نياره نگم بهتره چي مي شه 
اما شما بدونيد اين حرفام مفهوم داره
هرکس به خاطره شرايطي داره تصميم مي گيره
پس اگه براي شما چنين مشکلي پيش اومد
اول فکر کنيد تصميم بگيريد
سعي کنيد هم ديگرو دوست داشته باشيد
تاچنين اتفاق نيوفته
خلاصه اينکه هم ديگرو درک کنيد
 کسي از ته قلب پشيمونه چي مي شه شما اونو ببخشيد
خوب مي شد دل ها افراد ازغرور بي جا پاک مي شد
فقط حروف 
د   و  س  ت   د  ا  ر  م
باشه
روز شب تون خوش

نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385ساعت 15:48 توسط حسین| |

 

 

مرگ از زندگی پرسید:

 

آن چیست که باعث می شود تو شیرین و من تلخ جلوه دهم ؟

 

زندگی لبخدی زد و گفت:

 

دروغ هایی که در من نهفته هست

 

و حقایقی که  تو در  وجودت داری!!!

نوشته شده در یکشنبه بیستم اسفند 1385ساعت 14:47 توسط | |
 

يادته يه روز بهم گفتي : هر وقت خواستي گريه کني برو زير بارون که


نکنه نامردي اشکاتو ببينه و بهتت بخنده ... گفتم : اگه بارون نبود چي


گفتي : اگه چشماي قشنگ تو بباره آسمونم گريش مي گيره ...


گفتم : يه خواهش دارم . وقتي آسمون چشمام خواست بباره تنهام


نزار.گفتي:به چشم ...حالا امروز من دارم گريه مي کنم اما آسمون


نمي باره ... تو هم اون دور دورا ايستادي و بهم مي خندي

                                                                           

نوشته شده در شنبه نوزدهم اسفند 1385ساعت 13:52 توسط حسین| |


ديگه نمي خوامت


انگاه که نيلوفر هاي برکه وفا پرپر شدن

وگلبرگهاي عهد تو خشکيدن

ياسهاي وحشي لبخند تلخي زدند

و تو مرا از ياد بردي

انگاه که ابرها

اشکهايشان را نثار ادميان کردند

تا بذر محبت جوانه بزند

زير چتر سياه خود نهان شدي و مرا از ياد بردي

ديگر به فلک شکايتي نخواهم کرد

بر لب همان برکه طلايي

که روزي نيلوفرهاي عشق در ان مي روييدن

خواهم رفت و خواهم گفت

من نيز تو را از ياد خواهم برد

نوشته شده در یکشنبه سیزدهم اسفند 1385ساعت 21:47 توسط حسین| |

ديشب ديگر مي خواستم براي هميشه تو را کنار بگذارم

خيلي با دلم کلنجار رفتم تا راضي اش کردم

و با خود گقتم براي اينکه تو را به خاطر نياورم

دل را از سينه بيرون آوردم و با

چشمان اشک آلود آن را به گوشه اي پرت کردم

از شدت درد خوابم برد

هراسان از خواب بيدار شدم

صداي ضعيفي مي آمد که نام تو را مي خواند

به جستجوي صدا رفتم

ديدم فکر است ...

که گوشه اي کز کرده و نام تو را بر زبان جاري مي کند و مي گريد

گفتم تو چرا گريه مي کني تو که هميشه وجودش را انکار مي کردي !!

با صداي لرزاني گفت !!

 فقط مي خواستم آتش دل را افزوني کنم

من امشب تا صبح به جستجوي دل خويش بودم

باز دلم در دستان پر مهر تو بود

نوشته شده در جمعه یازدهم اسفند 1385ساعت 9:53 توسط حسین| |

 

  

نوشته شده در جمعه چهارم اسفند 1385ساعت 12:57 توسط | |

بي تو من چه کنم
رفتنت موج غریبی است که دل می شکنند
بوی تو گرمی یک احساس است   گریه ام حسرت ان احساس
مهر تو خنده تو ماتم از دست رفتن تو
ای خدا  می شنوی  می شنوی
عاقبت ناله ها سر به کجا خواهد برد
در جان عاشق من شوق جدا شدن نیست
باز امشب به یاد تو به یک ستاره خیره می شوم
شاید ستاره تو باشی و ما را در احساس که نسبت به تو دارم تسلا دهد
حقیقت زندگی عشق به تو در کابوس ها و رویا هاست
هر ستاره شبی است که از تو دارم اسمان چه پر ستاره است
با اب پیمان بستم که به جز تو در پناه تو وبیاد تو از اب نگذرم
با اب پیمان بستم که جز تو هرگز به دیگران دل نبندم
احساس رفتن و از دست دادنت همچون پرواز عقاب های اهنین در اسمان لایتنا هی است
همیشه با بغض و گریه همرا بوده است

بای شعر رو با دلی پاک بخونید

نوشته شده در جمعه چهارم اسفند 1385ساعت 12:9 توسط حسین| |
قالب ساز وبلاگ پيچك دات نت
منبع کد اهنگ مینوس

بهترين کدهای موزیک و بهترين دانلودها در مينوس