"مارمولک"
AFEL::با چنان عشقي زندگي كن كه حتي بنا به تصادف اگر به جهنم افتادي خود شيطان تو را به بهشت باز گردان
با خودم فکر مي کردم تحقق روياهايم غير ممکن است،اما خدا گفت :
«هر چيزي ممکن است»
گم شده بودم،گيج بودم،فکر مي کردم هيچ وقت جوابي پيدا نخواهم کرد،اما خدا گفت :
«من هدايتت خواهم کرد»
خود را باختم،فکر مي کردم نمي توانم،از عهده اش بر نمي ايم ،اما خدا گفت :
« تو از عهده ي هر کاري بر مي ائي»
غمگين بودم،احساس کردم زير کوهي از نا اميدي گير افتادم ،اما خدا گفت:
« غمهايت را روي شانه هاي من بريز»
فکر کردم نمي توانم،من انقدر باهوش نيستم،اما خدا گفت :
« من به تو خرد لازم را مي دهم»
بار گناهانم رنجم مي داد ،براي کارهاي بدي که کرده بودم از خود عصباني بودم،اما خدا گفت :
«من تو را مي بخشم»
از خودم بدم مي امد ،فکر مي کردم هيچ کس مرا دوست ندارد ،اما خدا گفت :
«من به تو عشق مي ورزم »
گريه مي کردم،زيرا تنها بودم،اما خدا گفت :
« من هميشه با تو هستم »
| قالب ساز وبلاگ پيچك دات نت |


